زندگی دو نفره مازندگی دو نفره ما، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 2 روز سن داره
زندگی سه نفره مازندگی سه نفره ما، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 3 روز سن داره
زندگی چهار نفره مازندگی چهار نفره ما، تا این لحظه: 9 سال و 8 ماه و 3 روز سن داره
زندگی پنج نفره مازندگی پنج نفره ما، تا این لحظه: 2 سال و 5 ماه و 17 روز سن داره

هدیه زیبای خدا..لحظه لحظه های داشتن تو

خوشبخت ترینم

بهداشت نوبت سوم

سلام فرشته آسمونی من امروز روز خوبی بود رفتم بهداشت یکم میترسیدم چون بابایی یادش رفته فتو کارتشو بهم بده که ببرم بهداشت تحویل بدم گفتم اگه بهم بگه کو ؟ چی بگم...!!! ولی خداروشکر کسی ازم نخواست مامان جونم همه چی خوب بود خداروشکرررر اول رفتم رو وزنه خداروشکر وزنم خوب اضاف شده بود و از نمودار بالاتر زده بود بعد فشارم رو گرفت که خداروشکر اونم خوب بود بعدم صدای قلب شما رو شنیدم خداروشکر گفت نی نی ات خوبه اوضاش، رشدش و همه چیش   این دفعه مامانی با مادر جونت رفتم بهداشت مادر جونت هم صدای قلب نوه شو شنید   دفعه بعد هم برای 26 فروردین نوبت داد اون موقع شما تو ماه هفت هستی انشا الله   ...
20 اسفند 1392

:-*

سلام خوشکل مامان   امیدوارم خوب باشی   فرزند دلبندم ماه پنجتم به سلامتی تموم میشه فردا   دیشب داشتیم با بابایی میگفتیم فقط 4 ماه مونده به در آغوش کشیدنت و البته دور بودن من و بابایی مامان جونم ما این دوری رو برای سلامتی تو تحمل میکنیم   و از خدا میخوایم تو رو صحیح و سالم بغلمون بزاره     فدات بشممممممممممم من   ...
15 اسفند 1392

بابایی باز رفت:-(

راستی یادم رفت بگم بابایی امروز صبح از پیشمون رفت   میدونم تو هم ناراحتی از رفتن بابایی   ولی یه تشکر حسابی باید ازت بکنم که بالاخره خودتو به بابایی نشون دادی و اونم تونست حست کنه نمیدونی چقدر ذوق کرد...و منم از ذوق کردن اون کلی ذوق کردم ..... خوشحالم از این موضوع   آخه بابایی میگفتم نی نی مون باهام قهره منو دوست نداره   ولی خوب سرافرازم کردی فدات شمممممممم     خوبی این بار (رفتن بابایی) اینه که سه هفته  دیگه دوباره میاد پیشمون و من از این قضیه خیلی خوشحالم و زیاد دلتنگی نمیکنم   فقط برای سلامتی باباجون دعا کن فدات شم   می بوسمت  ...
15 اسفند 1392

فرشته من سلام

سلام مامان جونی   خوبی فدات شم   چیزی برای گفتن ندارم   ولی چون امروز چهار ماه و نیمت تموم شد  گفتم بیام و برات بنویسم   مامانی یه چند روزی شده تنبل شدی  زیاد به شکم مامانی نمیزنی مامانی زیاد حست نمیکنه عزیزم   تو نمیدونی مامانی چقدر از اینکه تو وول وول میخوری و ضربه میزنی انرژی و امید میگیره اگه میدونستی همه اش میزدی   فرشته اسمونی من دوستت دارم یه عالمه، یه روز حست نکنم اعصابم داغون میشه دیوونه میشم فکرم همش مشغولهههه   مامانی رو ناراحت نکن باشه گلکم؟   حتی حاضرم خواب شبم رو با تکونات ازم بگیری و بدخوابم کنی ولی تکون بخوری و حست کنم...
1 اسفند 1392

تولدت مبارک بابا جونییییییییی

سلام به بابایی خودم   امیدوارم خوب باشی و خوش بابای عزیزم   امروز 22 بهمن تولد شماست و من اومدم تولدتون رو تبریک بگم     در شب زیبای میلادت تمام وجودم را که قلبی ست کوچک در قالب قابی از نگاه تقدیم چشمان زیبایت می کنم و با بوسه ای عاشقانه تولدت را تبریک میگویم   آغاز بودنت مبارک     امیدوارم سایه تون تا عمر دارم بالای سرم باشه   بابایی خیلی دوستت دارمممممممممممممم   دلم برات تنگ شده بابای گلممممممم   من و مامان چشم به راهت هستیم   و به خدا میسپاریمت ...
22 بهمن 1392

بی خبرم :(((

سلام مامانی چون بهت قول داده بودم اومدم گل مامان خبری ندارم برات رفتم سونو مثل اینکه خسته شده بودی نشسته بودی نتونسته ببینه شما گل پسری یا گل دختری   باز من باید منتظر بشم تا ماه دیگه که برم دکتر و برام سونو بنویسه البته زیاد هم فرق نمیکنه هاااااااااااااا هر چی باشی خوشکل مامانی و برای من و بابایی عزیزی دوستت دارم فدای اون تکونات بشم الهییییییییییییییییییییییی مواظب خودت باش راستی دکتر به مامانی استراحت داد....فقط برای سلامتی فرزند دلبندم   میسپارمت به خدا فرشته ی من ...
20 بهمن 1392

سلام به شادی بخش زندگیم

سلام عزیییییییییییییییییییز دل مامان جون   مامانی امروز اصلا حال نداشتم بیام ولی چون رفتم بهداشت و صدای قلب نازنینم رو برای اولین بار شنیدم گفتم بیام و برای شما هم بنویسم     ماشا الله ماشا الله چه تکونی میخوردی عزیز دلم   مگه میتونستیم صدای قلبت رو بشنویم؟؟؟؟؟!!!!!   گل مامان ، صدای قلبت رو برای بابایی هم ضبط کردم تا باباجونم بی نصیب نمونه   به بابایی هم هیچی نگفتم تا بیاد و سوپرایزش کنم(یه دفعه به بابایی نگی هاااااااااااااااااا)   راستی مامانی شما امروز 15 بهمن 17 هفته ات کامل شد و به امید خدا فردا هم میری تو هفته 18 و هم ماه چهارت کامل میشه و از روح با برکت خدا...
16 بهمن 1392

سلام خوشگل مامان

سلام مامانی جونم امیدوارم که خوب باشی امروز 3 بهمن سه ماه و نیمت پر شده ...13 روز دیگه چهارت تموم میشه و میری تو 5 ماه به امید خدا   عزیز دل مامان امروز صبح  تو نماز اولین حرکاتت رو احساس کردم باورم نمیشد ...هنوزم باورم نشده ...نمیدونم واقعا تو بودی یا نه.. توهم بود ولی من باور دارم که فرزندم در وجودم وول وول میخوره و من امروز حسش کردم کلی ذوق کردم کلی خدامو شکر کردم نمیدونی چه حسی داره عزیز دلم، مادر شدن و طعم شیرین مادر بودن رو چشیدن اونم مادر موجود زیبا و باهوشی مثل تو نمیدونی چقدر زیباست حس حرکت کردن یه انسان در وجود مادر الان دیگه فقط مونده ببینم فرزندم گل پسره یا گل دختر مادر جونت...
3 بهمن 1392

مامان فدات شه

سلام مامانی   به لطف خدا امروز 19 دی ، 3 روز از ماه چهارت میگذره   همه میگن با تمام شدن ماه سه احتمال سقط خیلی کم میشه   درسته که اگه خدا بخواد هدیه زیبایی که بهم داده رو پس بگیره میتونه ولی من خیلی امیدوارم   تا یه ماه دیگه معلوم میشه که شما زینب هستی یا محمد جواد   و من خیلی خوشحالم که خدای مهربون تو رو برامون نگه داشته   و ازش میخوام و به بزرگیش قسمش میدم که همچنان تو رو برامون نگه داره     مامانی تو هم که الان تو بهشتی برای مامان و بابات دعا کن   ما برای دیدن و در آغوش کشیدنت لحظه شماری میکنیم...
19 دی 1392